در این لحظه , و تمام ثانیه ها دقیقه ها روز ها ماه ها سالها دلم تنها تو را میخواهد!
در این لحظه که دلتنگم و چشمهایم بارانیست دلم تنها تو را
میخواهد!
کجایی عشق من که دلم بهانه ی تو را میگیرد !
نمیتوانم آرام کنم دلی که دیوانه وار به عشق تو زندگی میکند!
نمیتوانم بی قرار تو نباشم چون تنها و یگانه آرزویم توی
لبخند تو و شادی تو و رسیدن به تو .
دلم تنها تو را میخواهد در لحظه ای که به هیچ چیز جز تو
نمی اندیشم!
اینک اگر زنده ام در خاطر من هستی که پر پر نشده ام ، من
شمعی هستم که همچنان به عشق تو روشنم
میترسم به انتظار بنشینم و غم های روزگار مرا از یادت ببرد ،
میترسم آنقدر سختی بکشم که به آسانی تو را از دست بدهم!
در این لحظه که جز تو هیچ چیز دیگر به من امید نمیدهد ،
باز هم به
انتظار مینشینم تا روزی امیدم زنده شود!
دوستت دارم فرشته ی من سحرم

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 1:48 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

| ||||||||