+
نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:46 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو
حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست خداوند در هر حضور رازی نهان کرده برای کمال ما خوش آن روزی که دریابیم راز این حضور را
مهربانی نقش هر نقاش نیست هرکه نقشی را کشید نقاش نیست نقش را نقاش معنا میدهد مهربانی نقش یار است،حیف یار نقاش نیست
بی تو هرگز با تو عمری
تو ای جاویدانه ام دوستت دارم تو ای عشق ابدی دوستت دارم
تا صورت بهار تو در آسمانم است
ابر بهار می شوم و می وزم به تو
هر شب بهانه ام در انتظار صدای تو
صبرم تمام شد راهی می شوم به سوی تو
گلبرگ وجودم !
این را بلند گفته ام در دلم به تو
من و تو یعنی عشق ، عشق یعنی ما ، ما یعنی یک دنیا خوشبختی! تو یعنی بهترین ، زیباترین ، عاشقترین ، لایق ترین.... تو یعنی برای من ، برای قلبم ، تا ابد و برای همیشه... تو یعنی اسیر ، یک اسیر در این قلب بی طاقت...
انقدر خوبی که در یک لحظه عاشقت شدم عشق را با تمام وجود احساس کردم و اسیر قاب وفادارت شدم !
انقدر مهر و محبت در دلت است که باور کردم مثل تو هیچکس در این دنیا نیست !
معنای وفا را برای بی وفایان معنا کردی و ثبت کردی که چقدر به عشقمان وفاداری!
یک اغاز دیگر با قلب پر احساس تو اغاز راه خوشبختی باتو ای همسفرم چقدر زیباست و چقدر
رویاییست!
تو گل من ، من باغبان تو ، تو دریای من ، من ساحل تو .... تو طلوع من ، من وجود تو ، تو نفس من ، من هوای تو.... تو باران من ، من سرپناه تو ، تو مهتاب من ، من آسمان تو... -
بدون تو اين زندگي را نميخواهم ، باور داشته باش كه جز تو كسي را نميخواهم! تو را ميخواهم و
آن دستان مهربانت ، در كنار تو بودن را ميخواهم و نگاه به آن چشمان زيبايت جدايي و نفرت را
نميخواهم
بااولین نگاهت آتش گرفتم
بادومین نگاهت سوختم
ودرانتظارسومین نگاهت خاکستر شدم
محبت مثل سکه می مونه که اگه بیافته تو قلک قلب نمیشه درش آورد.