وقتی که شب میاد دل من پر میکشه به اسمون میاد بالا به پیشه ابرای سپید از غصه هام میگم برات میگم که این دل من،این دل دیونه ی من عاشق اون نگات شده فقط تورو میخواد واسه همیشه بودن کنارم ولی حیف لیلی و مجنون این باری از هم دورن درد غربت میکشن، انگار تو حبسن دلشون هر شب میاد به اسمون برا خدا غصه میگن که یکی بود ولی عشقش نبود از ته دل میخواستشو تو بند نبود گوگولی تو بند درد سلول عشق حبس نگاتو میکشم منتظره روزی هستم که برایه همیشه امیدم کنارم باشه خدایا توی تنها یار و یاوره ما به تو پناه میاریم مثله همیشه خدایا شکرت که این فرشته ها رو به من دادی خیلی دوستت دارم امیدم 

عزیز ترینم اسم تو قشنگ ترین قصه برای گفتنه
امیدم اسم تو قشنگ نرین قصه واسه شنفتنه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 21:18 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

بازپاییز است باز اين دل از غمي ديرينه لبريز است باز مي لرزد بخود سرشاخه هاي بيد سرگردان باز ميريزد فرو بر چهره ام باران باز رنجورم ، خداوندا ، پريشانم باز مي بينم که بي تابانه گريانم باز پاييز است باز اين دنيا غم انگيز است باز پاييز است غم انگیز ترین ،پاییز اینجاست . در نگاه من، در حرف های ناگفته و تلنبار شده در سکوت سنگین شب . در امتداد سخت ترین قدم ها ، در خرد شدن غرور برگی زیر پا . در سرخی رخسار و ابهام نقش بسته در چشمانم . در شکسته شدن ساقه گلی در نگاه شیطنت بار کودکی ها. در کدامین مکان به بار خواهد نشست لمس پاییزی ترین فصل سال ؟ حسرت ... گذر کو چه پس کوچه های تردید ،نگاهم را در پاییزی ترین فصل سکوت رقم زد. ارزش یک کلام پر از محبت رو وقتی می فهمی که،لبخند روی لبای عزیزت تماشا کنی . دوستت دارم مهربانم سحرم


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 2:3 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

مهربانا می دانی چه ها گفتن دارم برای گفتن . با دو چشم گریان ..... می دانی هر وقت دلتنگم تند و تند به سویت گام هایم را بلندتر می کنم و با چشمانی اشکبار از تو گدائی می کنم . خدایا می بینی دیده ی آشفته ام را ؟ می بینی دستان لرزان به سوی تو بلند شده را ؟ می بینی سر به سوی تو کج شده را ؟ خدایا پیش چشم تو تنها یک بنده ام ، یک بنده کوچکی که همیشه دوست داشت دلش آسمانی باشد . معبود من پس کی ؟ کی این فاصله ها پر می شود ؟ که در وسعت دریایی و آسمانی دل خود غرق می شوم تا دگر من ، من نباشد . و همه تو باشی ! خدایا نمی دانم با که دارم حرف می زنم ، روزهایی بود که دنیایی که اکنون از دیدنش دلم می گیرد ، برای من از خانه ام هم حتی شیک تر و دلپذیر تر بود . و ای تو که در من تراویده ای ، ای شبنم خوشبو خدایی که سردی رگ هایم را پرواز داده ای ، ای روشنی ای که تعبیر عارفانی ، ای تو که کلید رویاهای منی ، ای که وجودت همه اهنگ است بر این روح پر از اضطرابم می خواهم در این غروب شکرت بگویم و قدری تمنایت کنم تا باز هم بر من ببخشی ، تو می دانی چه را می گویم ! منی که نه صدا بودم و نه طنین خوش و انسانی بودم پر از سکوت را شنیدی ، تو در من فرود آمدی تا به من یاری دهی . خدایا امشب اگر پر از بغضم مواخذه ام کن و بامن همان کن که در خور آنم . خدایا ببخش که جانم می سوزد و از سوختن لذت می برد ببخش که هر جمعه با یاری خیالی به جمکرانت رو می کنم و دل را خوش . بارالها دستانم را بگیر که هنوز از همان زمستان سرد هم سردتر است " کمکم کن که با ناله های بی صدایم جز تو را نمی خواهم . خدایا بیا و جانم را بگیر " و مرا به عشق راستین نزدیک بگردان. خدایا آرزویم این است که اندوه چشمم را از هر دل و چشمی مخفی نگه داری . خدایا انسانهای زیادی آمدند . به درد دل من گوش سپردند لیکن یاریم کن تا دلی برای دل سوخته ام نسوزد و آرزوهای مرده ام را برایم آرزو نکند که می دانم بد دردی است . خدایا فراموشم مکن و به من و شکوه های حقیرم گوش بسپار . خدایا اگر روزم به گریه است و شب نیز نیست آسایشی برای من ببخشم . تو تنها کسی بودی که هر وقت خواستمش بود ، هروقت صدایش کردم صدایم کرد . باز هم بمان . بارخدایا از من دوری مکن که حس میکنم باز هم مصیبت نزدیک است و می دانم که یاری رسی جز تو برای من نیست .



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 2:26 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

باز من ماندم و خلوتي سرد اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي تمامي ذرات وجودت عشق را فرياد مي کرد اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي تا من بر سکوت نگاه تو رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم اي کاش مي دانستي اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم لحظه اي مرا نمي آزردي اي کاش مي دانستي اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم همه چيز را فدايم مي کردي همه آن چيز ها که يک عمر بخاطرش رنج کشيده اي و سال ها برايش گريسته اي واگه مي دانستي که چقدر دوستت دارم همه آن چيز ها که در بندت کشيده رها مي کردي غرورت را ...... قلبت را ...... حرفت را .......... اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم همچون عشق که عاشقانش را دوست مي دارد کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم اي کاش تمام اينها را مي دانستي !!!... خسته ام از حرف سكوت خسته ام از هر واژه كه با تنهايي همرا ه است مي خواهم نقطه بگذارم در پايان همه اين جملات شايد باز نتوانم اما من پر از فردايم من مقلوب ديروز نخواهم شد گوشه اتاق كز نخواهم نشست به اميد خاطره بار ديگر از نو آغاز خواهم كرد وصف تنهايي را من پر از فردايم در افق فردايم انتظار جايي ندارد من به دنبال آسمان خواهم بود به دنبال طلوع ها به دنبال دري به سوي اميد
***
***
خدایا! کمک کن به من ![]()
![]()
***
خدایا! کمک کن





+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 18:6 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

گاهي شبيه دلتنگي ابر شب بود و شمع بود و من و غم
![]()
.
.
.
بهانه دارم
از آمدن به زمين !
شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 18:5 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

پروردگارا می دانم که دعا سرنوشت بد را از ما دور می سازد. پس این بار نیز دست نیاز را به درگاه تو دراز می کنم و از کسی خواسته هایم را طلب می کنم که هیچ گاه بر سرم منت نمی گذارد . آرزوهایم را به تو می گویم . به تو که همیشه دوست منی . عاشق تر از همیشه سر بر آستان ملکوتیت می گذارم و در دل دعا می کنم و از تو می خواهم خداونداا کریما میخواهم داشته باشم آن چیزی که در نزدم سخت است داشتن آن و در نزد تو آسان بود خدایا عزیزتر از جانم را میخواهم داشته باشم یاری ام کن ... خداوندا کریما رحیما.. خدایا شنیده بودم که می گفتند تو همیشه منتظر خدا خدا کردن بنده هایت هستی تا بی صبرانه به سویشان بروی و دست دلشان را لمس کنی فریاد می زنم ، ببین خدایا بهانه ای از این بلندتر هم آیا هست ؟ ای رحمتی که بر سر بی پناهانی همیشه ای خدای دلخسته دلانی همچون من ای خدائی که در حق خوبانت تبعیض قائل نمی شوی چرا که محبتی داری برتر از هر محبتی برتر از حتی محبت مادر به فرزندی . ای ارحم الراحمین
دعایم را مستجاب کن که بدرگاه تو سر به سجاده نهادم .. دعایم را مستجاب گردان و عزیزترینم را خوشی ببخش و از غمها رها گردان تا راضي باشم به رضاي درگاهت و قانع باشم به آنچه ما را عطا فرمودي خـــــــــــــداوندا به دادم برس و بنــــــــده حقــــيرت را درياب
به دادم برس اي بي همتا اي مهربان ترين مهربانان

+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 5:26 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

مهربانم امیدم عزیزترینم قلبم همه کسم هم نفسم فرشته ای من خدایه من امیدم به خدا ميپرستم

تو روووووووووووووووووووو دلم تنگه برات مثله همیشه
امیدم عزیزم بهترینم با تو عهدی ميبندم نا گسستنی
فراموش نشدنی
و ماندگار
مهربونم این قلبم را به تو هدیه میدهم
به تو عزیزم که سر تا پای وجودت را ذرّه ذرّه دوست ميدارم
به تو که روحت را سرشتت را
ای آرامش بخش وجودم عصاره ی وجودت را ميپرستم
و به آن عميقاً عـشق ميـورزم ای عزیز ستودنی
مهربان ماندنی
نازنینِ خواستنی
بدان و آگاه باش که من
تو را هيچگاه هيچ کجا هيچ لحظه ای
تنها نخواهم گذاشت بهترینم
و لحظه ای از تو غافل نخواهم شد
عزیزم مهربونم مطمئن باش
تمام احساسات زیبای من عاقلانه و عاشقانه تقدیم تو مهربان باد .....
امیدم خیلی دوستت دارم یک دنیا نه کمه

+ نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 16:19 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

امیدم تو خیلی خوبی مثله تو تو دنیا نیست قسم میخورم .فرشته ای من منو ببخش اگه بعذی وقتی اذیتت میکنم عزیزم من خوبی های تو رو نمیتنم فراموش کنم خدایا شکرت که به من یک فرشته دادی شکر 
غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو
دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو
روزای خوب برای تو ٬ شبای بد برای من
بیستای قرمزمال ِ تو ٬ نمره ی رد برای من
غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو
دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو
نُتای رنگی مال ِ تو ٬ شعرغم انگیزمال ِ من
بهارو عطرش مال ِ تو ٬ برگای پاییز مال ِ من
غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو
دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو
گلای قرمزمال ِ تو ٬ گلای پرپر مال ِ من
قصّه ی اوّل مال ِ تو ٬ حرفای آخرمال ِ من
شوق سفر برای تو ٬ دردِ سفر برای من
رسیدناش برای تو ٬ فکرخطربرای من
غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو
دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو
لذتِ خنده مال ِ تو ٬ بارون ِ گریه مال ِ من
صدآفرینا مال ِ تو ٬ حرفِ گِلایه مال ِ من
آتیش عشقم مال ِ تو ٬ کتابِ سوختن مال ِ من


غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو
دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو
قصرِ طلایی مال ِ تو ٬ موندن و ساختن مال ِ من
همیشه بُردن مال ِ تو ٬ همیشه باختن مال ِ من
خاطره ی خوش مال ِ تو ٬ تلخی رفتن مال ِ من


غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو 
دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو
خوابای رنگی مال ِ تو ٬ خوابِ پریشون مال ِ من
ذوق ِ رهایی مال ِ تو ٬ رنجای زندون مال ِ من
روزای زیبا مال ِ تو ٬ جمعه ی دلگیرمال ِ من
قِسمتای خوش مال ِ تو ٬ غمای تقدیرمال ِ من
غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو
دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو
زندگی من مال ِ تو ٬ خستگی تو مال ِ من
هرچی که داشتم مال ِ تو ٬ تا ردشی ازخیال ِ من
ستاره بارون مال ِ تو ٬ اشکِ شبونه مال ِ من
نازو کرشمه مال ِ تو ٬ اخم و بهونه مال ِ من 
غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو
دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو
هرچی ترانَس مال ِ تو ٬ برق ِ نگاهت مال ِ من
تمام دنیارو می دم ٬ صورتِ ماهت مال ِ من
خورشید ومهتاب مال ِ تو ٬ شبای تاریک مال ِ من
خونه ی ابرا مال ِ تو ٬ جاده ی باریک مال ِ من
غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو 
دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو
بَرنده بودن مال ِ تو ٬ آخرِ بازی مال ِ من
ترانه هام فدای تو ٬ هرچی می سازی مال ِ من
سوارِ دورِ قصّه هام ٬ تو مال ِ من ٬ من مال ِ تو
دیوونه ی نگات شدم ٬ من تورو کم دارم نرو
غصّه ی تو برای من ٬ شادی من برای تو
دلت گرفت بگو خودم ٬ گریه کنم به جای تو 
.jpg)
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 13:19 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

| ||||||||