بنام خداوند قلبها
يا مقلب القلوب و البصار
يا مدبرليل والنهار
اندر دل من مها دل افروز تويي
ياران هستند ليك عشق خدايم تويي
شاد اند جهانيان به نوروز و به عيد
عيد من و نوروز من امروز و فردا تويي
سلام سلام سلامممممم به بهار زندگي به عشق خداي به
دنياي صفا و پاكي سلام به دنياي گلم به نور اميدم
خورشيد تابانم به مهتاب زيبايم به درياي خوروشان
به آسمان زيبايم به ستاره اي كه در آسمان دلم
نوري آفريدي كه با نور اون دنيايم را دگرگون نمود
سال نو وبهار نو مباركت باد مهربانم
سال نو را از صميم قلبم براي تو عزيزترينم تبريك عرض ميكنم
و اين سال جديد رو سال پر از شادي و خوشحالي سلامتي و پر از بركت
براي تو وفاميل محترم تو از خداوند خواسته و خواهانم
و من خوشحالم خوشحال تر از هميشه خوشبخت ترينم
چون در اين لحظات تو در كنارم نزديكم و در دلم استي
و از خدايم ميخواهم كه اين بودن محبت عشق جاويدانه باشد
و باز هم خوشحال كه در اين ساعت كه 7/30
صبح
اول فروردين
تحويل سال خواهد بود
تو استي با من
مهربانم سحرم زندگيم عزيزترينم ميخواهم شاد باشي خوشحال باشي
و هميشه سلامت و پيروز اين آرزوي است كه در دل دارم
و باز هم ميگويم
سال نو مبارك
دوستت دارم مهربانم اين كليمه رو حتي در آخرين لحظه
حياتم خواهم گفت برايت
دوستت دارمم سحرم من
با تقديم بهترين تبريكات به خاطر فراه رسيدن سال جديد 1388 را بر تمام مسلمانان جهان تبريك گفته و شاد باش ميگويم اميد و سحر
اگر ذوق شکفتن و شوق روئیدن و سبز شدن و عشق جوانه زدن و رشد یافتن در ما باشد ميتوان شكفت و سبز شد ...
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی
چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلط ها داد سودای زر اندوزی
ز جام می دگر بلبل چنان مست می لعل ست
که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست
مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی
طریق کام بخشی چیست ترک کام خود گفتن
کلاه سروری آن ست کز این ترک بر دوزی
سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
ندانم نوحه ی قمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی
میی دارم چو جان صافی و صوفی می کند عیب اش
خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی
جدا شد یار شیرین ات کنون تنها نشین ای شمع
که حکم آسمان این ست اگر سازی و گر سوزی
به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هنا تر می رسد روزی
می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش
که بخشد جرعه ی جام ات جهان را ساز نوروزی
نه حافظ می کند تنها دعای خواجه توران شاه














اندر دل مها دل افروز تويی
ياران هستند ليک دلسوز تويی
شادند جهانيان به
نوروز و به عيد
عيد من نوروز من امروز تويی

جشن و
شادي لازمه زندگي هر انسان طبيعي و اميدوار است.
گذشته از آن، پرداختن به آغاز
سال داراي معنايي است، معنايش آنست كه ما بدانيم
سالي از زندگانيمان پايان يافته، سالي در
آغاز يافتن است، سالي
گذشته و سالي مي آيد
از آن كه گذشته ياد كنيم و
نيكي ها و بدي هاي
خود را بسنجيم و براي آن كه مي آيد
برنامه اي گذاريم
و نيكي هايي را به انديشه گيريم.
و در آخر دعا میکونم
خداوندا
به ندایم توجه کن
به زاریم رحم آور
و صوتم را شنونده باش
و رشته امید مرا از خود مگسل
و پيوند توسلم را از خويش قطع منماى
زيرا كه تویى صاحب رحمت پهناور و كرم سرشار
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
زغم های دگر، غیر غم عشقت رها کن

كوه كي فرسود و دريا كي كاست؟
خدايا ، اي داننده ي رازها ، شنونده ي آوازها
اي بيننده ي نمازها ، اي پذيرنده ي نيازها
از بنده خطا آيد واز تو عطا 
خدايا سختي تمامي گرفتاران را گشايشي عنايت كن
خدايا تمامي بيماران را شفا وعافيت عطا فرما
خدايا ناداري ما را با دارايي خودت تكميل كن
خداوندا عاشقان را به مراد دل برسان و مقصد
الهی ما را در پنهای عصمت خویش نگهدار باش
الهی توی کریم توی رحیم
پرودگارا در این سال ما را به هم برسان
آمین یا رب العالمین
التماس دعا
+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 10:16 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

بوی بهار میرسد
- لحظه تحویل سال در کشورهای مختلف ....
-
اسرائیل: ساعت 2:7 دقیقه ////////// - اروپای غربی: ساعت 1:7 دقیقه
-
انگلیس: ساعت 12:7 دقیقه////////// - مسکو: ساعت 3:7 دقیقه
-
توکیو:ساعت 9:7دقیقه پیش از ظهر/ - کابل :ساعت 4:37 دقیقه
-
دوبی : ساعت 3:37 دقیقه ////////// -
سیدنی: ساعت 11:7دقیقه پیش از ظهر -
هند : ساعت 5:37 دقیقه ////////// -
کالیفرنیا: ساعت5:7 دقیقه عصر 
لحظه تحویل سال در ایران :: ساعت 3:37:26
ثانیه ، روز چهارشنبه 1 فروردین ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 20:26 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

امروز تو نیستی مهربانم اما در دل با تو بودن را حس می کنم. تو نیستی مهربانم که در گوشم شعر زندگی را نجوا کنی اما کاش بودی اشکهای بی طاقتم به روی گونه هایم جاری شدند بی قراری هایم از برای تو .. زمزمه ای با خود می کنم شب و روز صبر صبر صبر... اما در دلم کلمه وصال نور امید را به قلبم می
تاباند. می دانم می دانم رسیدن به تو رویا نیست واقعیت است. دل تنگم برایت ارزوهایم در دلم در نگاهم سکوت و در چشمانم فریاد است سکوتی به وسعت فریاد و فریادی رسا و اتشین دلم تنگ است مهربانم دوستت دارم دوستت دارم .... کجای عزیزم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 13:35 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

حال خوبی نیست مهربانم... 
چشمانت خیس می شود
گویی غمی در صدایت نهفته است
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 1:51 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

به اين جهان آمده ايم تا چراغ عشق را در دل هامان برافروزيم، ای مهربانی بی منت! ما را آنچنان نگران خودت کن که هیچ جاذبه و دغده ای نگاهمان را از تو نگیرد. کور باد چشمی که تو را نگران خویش نمی بیند. خدایا! خسته ایم. دلگشاتر از تو کیست؟! درمانده ایم. کریمتر از تو کجاست؟! خدایا هر دو به تو پناه میبریم در پناه خود نگهدار ما باش لحظه دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام مستم باز میلرزد... دلم ، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های ، نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ! های ، نپریشی صفای زلفم را دست! و آبرویم را نریزی دل! لحظه دیدار نزدیکست... زمین لبخند می زند آسمان بی تاب است و مهربانی در فضا پر شده ثانیه ها هم بیقرارن برای لحظه دیدار برای دیدنت من از همه بیقرار ترم.....
خداوندا از اینکه به من این همه مهربانی و محبت ارزانی نمودی
خدایا شکر که
باز به من فرصت دادی تا عزیزترین و پاکترین و زیباترین و مقدس ترین را ملاقات کنم
خداوندا
تا نور درون خود را تجربه و متجلي کنيم،
تا زائر نور باشيم و خورشيدِ عشق را طواف کنيم،
تا هر روز دورن و برون، خود را صيقل دهيم،
تا هر روز آفتاب را سرمشق، خود سازيم؛
آيينِ عشق را سلام گوييم
و ايمانِ خويش را بيازماييم.
به اين جهان آمده ايم تا رسالتِ خود را
که يافتنِ خداي درون است، زندگي کنيم.


+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 13:53 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

بادهای ناآرام حتی روحم را هم زخم می زنند کسی نمی داند این
روزها من در عبور لحظه های سرد به گرمی دستان تو محتاجم و پناه گاهی ندارم ...... گم شده ام.... نمیدانم چی بگم ......

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 2:32 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

نمی
دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثله چشمانم و مثل
آسمانی که امشب می بارد.... و اینک
باران بر لبه
ی پنجره ی احساسم می نشیند و
چشمانم را نوازش می دهد تا
شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم شب هم تاریک تر از
......

![]()
+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 1:44 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

سلام بر حسين و اربعينش،
سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار
كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين
شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين! ای یاد تو در عالم اتش زده بر جانها هر جا زفراق تو چاک است
گریبانها ای گلشن دین سیراب با اشک محبانت از خون تو شد رنگین هر لاله به
بستانها بسیار حکایتها گردیده کهن اما جان سوز حدیث تو تازه است به
دورانها در دفتر ازادی یاد تو به خون ثبت است شد ثبت به هر دفتر با خون تو
عنوانها

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 2:6 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

| ||||||||