روز وصال وعشق ومحبت نهاد نام روز شروع شادیی سرشار زندگی روز امید وآرزو ودل دهندگی روزبنای خانه خوشبختی وسرور روز جلال وشوکت وشادابی وغرور روز وصال، روز حضور. *** من دوست دارمت! من نیز همچنان! تاهست آفتاب ، تاهست آسمان تاهست ماهتاب و زمین وستارگان تا هست کهکشان من دوست دارمت ، لبریز از ادب ، خوشبخت وشادکام گوید بیکدیگر، دلدار ودلستان. *** من نیز دوستدار توام ای عزیزتر از جان ! ای هستی ، ای زندگی جاویدان ! بالاتر از همه بهتر زجسم وجان. تا زنده ام وصال تورا آرزو کنم در لابلای عشق تو نشو ونمو کنم خوشبختی سعادت و شادی تو را در هرکلام وجملهء خود جستجو کنم هرگل که بوی تورا داشت بو کنم هرجا که رنگ نام تورا داشت رو کنم من دوست دارمت ای فرشته ای عزیز! ای نگاهت بیکران
آسمانها ای صدایت
همچو آواز چکاوکها ای که لبخندت همه
مهراست و لطف این روز
قشنگ زیباترین روز
دنیاست روز عاشقان بر
تو مبارک سحرم با تو بودن همیشه پر معناست بي تو روحم گرفته و تنهاست با تو يك کاسه آب يك دریاست بي تو دردم به وسعت صحراست با تو بودن همیشه پر معناست ++++
تو
را می خواهمت ای یار دیرین تو
را می خواهمت ای عشق شیرین تو
را می جویمت از خواب و رویا تو
را می جویمت از موج و دریا تو
را می بوسم از مهر نمازم تو
را می بویم از گلهای یاسم تو
را می خوانم از طرز نگاهت تو
را می خوانم از قند کلامت تو
را خواندم به هر شعر و ترانه تو
را خواهم دمادم بی بهانه
تویی
اول تویی آخر برایم تویی
امید در پایان راهم چی بگم،
یا چی بنویسم، وقتی تمام لحظه هام رو
حس می کنی.شاید
این چند کلمه بیشتر از ساعت ها
حرف و چندین صفحه نوشته برات
معنی داشته باشه ... مهربانم دوستت دارم دوستت
دارم این روزا
که از هر لحاظ شرایط خاصی نداریم
بیشتر از هر زمانی دل تنگ
تر و بی تاب تر شدم اما نعمت وجودت رو حس می کنم
... وقتی از سختی و مشکلات حرف
می زنم کسی که ذهن منو به
سمت دیدن زیبایی ها سوق می ده تو هستی ...
از با تو بودن همیشه لذت می برم.
از اینکه همیشه کنارم استی خیلی
خوشحالم و خداوند را شکر میکونم ... دوستت دارم ای بی نظیرترین خلقت خدای
بزرگ ... سحرم به امید روزی که رسیدن به معشوق
فقط یک آرزو نباشد و در آخر دعا میکونم به درگاه
خداوند تبارک و تعالی. دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را در
انحصار قطره های اشک نبینم، و تو برایم دعا کن ابر
چشم هایم همیشه برای تو ببارد ... دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های
لبخند ببینم، و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو
نخندم ... دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و
پاکی دریا و بوی بهار را دارد همیشه از
حرارت عشق گرم باشد، و تو برایم دعا کن دستهایم
را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم
... من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت
هیچگاه پژمرده نشوند. برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می
کنم که بال هایشان هرگز محتاج مرهم
نباشند. من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که
هیچگاه غروب نکند، و بدان در آسمان زندگیم
تو تنها خورشیدی پس برایم دعا کن، دعا کن که
خورشید آسمان زندگیم هیچگاه بدون تو غروب نکند
... پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنكه ما را
هدایت كردى، [از راه حق] منحرف مگردان! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش، زیرا تو
بخشندهاى! 
ای بهترین فرشته ترین سحرم













+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 13:41 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

امیدم تو به من آموختي معني عشق را … را عمل كنم و با عمل كردن با آنها عاشقت بمانم اين هم قطره اي از درياي وجودم براي تو عزيز دلم تا به حال حرفهايم را با لبهاي نگاهم بازگو مي كردم ولي امشب مي خواهم با زبان قلم برايت سخن بگويم تا بار ديگر ثابت كنم كه لحظه لحظه زندگي ام تو را فرياد می زند . امشب آمده ام با اشك هايم با تو سخن بگويم , با دانه هاي شفاف عشق كه از اعماق جانم جاري مي شوند ... صفحات دفتر آشنايي ما هر روز با عطر جديدي از عشق ورق مي خورد و من مانده ام كه آيا خواهم توانست بار عشق تو را به مقصد برسانم يا نه ؟ دوست دارم تو در كنار من بهترين لحظه ها را تجربه كني , دوست دارم تو نيز به مانند من طراوت عشق در چشمانت حلقه زند , دوست دارم در كنار من مملو از عشق باشي , مملو از عطر اميد شبها كه بي حضور تو , خاطرات مشتركمان را با ديدگاني اشكبارمرور می کنم تصوير چشماني را مي بينم كه مهربانانه چشم به چشمانم دوخته اند و من براي استشمام عطر تو آن را در آغوش خواهم كشيد كاش مي شد با تو و در كنار تو عشق را در آغوش كشيد مهربان ياور زندگي ام در اين شب مهتابي كه مي دانم دلتنگ عطر باراني , اشكهايم را تقديم قلب درياييت مي كنم اما نه . . . می دانم دوست نداری اشکی از چشمانم جاری شود پس با صدایی که از اعماق وجودم بیرون می آید فریاد می زنم امیدم از صميم قلبم دوستت دارم عزیزم من را ببخش اگه بعضی وقتا ازارت میدم منو ببخش بهشت زیبای زندگیم نمیدونی زیباترین لحظه زندگی غرق شدن تو آغوش توست و شیرین ترین هدیه زندگی لبخند تو... تا همیشه تا آخرین فردای دنیا عاشقت میمونم... تا همیشه عطر تنت رو آرزو میکنم... و تا همیشه قدر تو و لحظه های با تو بودن رو میدونم... تا همیشه عاشق و منتظرت می مونم و تموم وجودم رو فرش راهت میکنم 











ولنتاین مبارک محبوب من 




کوچولو تقدیم به فرشته ای من امیدم 
تقدیم به تنها عشقم امیدم

به من آموختي دوست داشتن به چه معناست!
قصه عشق را برايم خواندي و كلمه دوست داشتن را برايم معنا كردي…
به من درس عشق را ياد دادي ، و عاشق شدن را برايم معنا كردي…
تمام سختي ها و غصه هاي عشق را در گوشم زمزمه كردي ، و مرا عاشق خودت كردي!
اينك من معناي واقعي عشق را از تو ياد گرفته ام و ميخواهم آن چيزهايي كه به من آموختي 



ای تمام هستی من
امیدم دوستت دارم 

![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 11:46 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

باز کن ! این در را به رویم باز کن دری که دیگران بسته اند باز کن خستگی بر خاطرم حل شده باز کن در را به رویم باز کن تا بیاسایم دمی از درد خویش خوشی را از تو دارم ای مهربان ریزم امشب یک یکی در بستر خویش من سوی تو ای مهربان پناه آورده ام از شهری ویرانه ی سوی تو کاشانه ی خویش باز کن تا این شب تاریک را با تو ای تابنده دلبر سر کنم دامن پر مهر تو را به دست تا به چشمای اشک بارم تر کنم...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 22:56 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه
معصومانه در کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم
مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي
شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 1:32 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

بوی نم در هوای دلم پیچیده است نم نم باران و صدای ناله جغد شب و من چی زود فراموش میشوم ببار باران تا که قدری نمناکی دلم را صفا بخشی ....
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 0:43 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

11 تا از غمگين ترين آهنگهاي
معين 
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 17:41 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

در تو خلاصه می شوم با تو زلال می شوم از پر پیراهن تو پر پرو بال می شوم در تمام روز 
![]()
در تمام شب
در تمام هفته
در تمام ماه
ای هوای عشقه تو بهترین بهانه گریستن
بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام
ای نوازش تو بهترین امید زیستن
در کنار تو
من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام
در بنفشه زار چشم تو
من به حیاته جاویدانه رسیده ام
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب
نام تو ای زیباترین چه بهترین سرود زندگی است
بهترین بهترین من
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 0:28 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

زیبای من آرام وارد خانه دلم شدی محکم درش را بستی محکمتر از محکم آنچنان چفتش را بستی که هیچ کس را یاری آن نیست تا درش را بگشاید آنچنان در را بسته ای که حتی به خودم نیز اجازه ورود نمی دهی! آنچنان در را بسته ای که حتی خودت نیز قادر به گشودنش نیستی ! زیبای من ! خوبم ! فرشته ای من بهشتم اسمانم دریای من کوه پر غرورم بمان همانجا بمان آرام و ساکت نمی خواهم هیچ کس تو را در آنجا ببیند حتی خودت حتی خودم بمان خوبم بمان نرو ........... میمیرم امیدم خیلی دوستت دارم




+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 18:5 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

آخر گذشت آن زمان آن زمان بی نهایت رفت آن ثانیه های پر هیایو و شکست آن همه زیبای و چی ساده گذشت چی ساده گذشت ..... یاری ام کن
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 12:55 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

امشب پر از آواز دلتنگی
و روزهای که هر ثانیه اش
در انتظار تو بی قراره
صدایت را کم مکن بر من .....
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 2:43 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو


و بغض گلویم ، زخم می زند آخرین نفس هایم را
قلبم ناتوانم کرده است
گریه امانم را بریده
به فریادم برس ، خدای مهربان
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 21:2 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

به سکوت رسیده ام جای آشنایی که سکوت شب را به یادم می
آورد تا آرام آرام به خواب بروم خوابی عمیق در رویای تو .....
+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 23:40 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

وقتي از راه برسي بودنت را زير نگاه احساسم لمس خواهم کرد صدايت را چه
آشنا میبینم و از ديدنت دلم شور و حال عجيبي پیدا میکند وقتي که بيائي چشم و
دلم را فرش راهت مي کنم از زندان تن رها ميشوم و دل به غوغاي شکفتن تو مي
سپارم وقتي که بيائي باران نگاهم بر تو خواهد بارید و نسیم صبحگاهی با ترنم
آواز قدمهایت جفت میشود و درخانه ام عطر وجودت می پیچد ، آنگاه چه حس ِ گرمی
خواهد بود مرا از سرمای وجودم میرهاند و گرم میشوم فقط وقتی از راه برسی
برایت باران میشوم همان بارانی که وقتی از آسمان میبارید چشمان من نیز بی
بهانه آغاز میکرد بی واهمه از چشمانی که برمن می تابیدند و رد میشدند
وقتی که بیایی بارانم را بر قدمهایت می افشانم تا سبز شوند و ریشه
در خاکم بنشانند وقتی که بیایی بلی مهربانم وقتی میای سبز و بارانی میشم و میخواهم بر قدمهایت ببارم و وقتی میری بارانی میشم و میخواهم ببارم اون هم بپای تو فقط برای تو میخواهم ببارم دلم برایت تنگ شد عزیزم وقتی رفتی ... وقتی به چشمانت نگاه کردم لحظه ی که میخواستی بری خیلی حالم دگرگون گشت منو ببخش مهربانم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم

+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 14:22 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

محبت نام تو را آورده ام دارم
عبادت میکنم دور نگاهت گشته ام دارم زیارت میکنم گفتی دلت را بعد از این دست کس دیگر دهم شاید تو با خود گفته ای دارم منم اطاعت میکنم رفتم کنار پنجره گفتم شاید بگزری نگذشته ی از برم این چنین دارم رعایت میکنم من عاشق چشم تو ام تو چرا حرفت دیگری دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میکنم تو التماسم می کنی تا که فراموشت کنم با التماس تو را در دلم عبادت میکنم من گفتی محبت کن برو پیشه دیگری ولی آخر من کجا روم تا تو باور کنی دارم محبت میکنم
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 14:22 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

عشق همان چیزی است که به شما امکان می دهد بارها و بارها متولد شوید ,,,,عشق نور است,,,, چه نماز باشد آن را، كه تو در
خيال باشي
تو بيا كز اول شب، در صبح باز باشد ز محبتت نخواهم، كه نظر كنم به رويت كه محبت صادق آن است كه پاكباز باشد به كرشمه عنايت، نگهي به سوي ما كن كه دعاي دردمندان، ز سر نياز باشد سخني كه نيست طاقت، كه ز خويشتن بپوشم به كدام دوست گويم، كه محل راز باشد؟ چه نماز باشد آن را، كه تو در خيال باشي؟ تو صنم نميگذاري، كه مرا نماز باشد دگرش چو بازبيني، غم دل مگوي مهربانا كه شب وصال كوتاه و، سخن دراز باشد
شب عاشقان بيدل، چه شبي دراز باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 17:30 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

| ||||||||