بهم یاد آوری کن به من بیاموزان گاهی اوقات عاشقی را گاهی اوقات اما من بعضی وقتا بخاطرش عجله می کنیم چون میدانم دیر خواهد شد بعضی وقتا موفق نمیشوم تو میدانی که این نوازشها برایم عادت شده بشتر از عادت و آن راه رفتنت به من یاری زنده بودن داده عجله کن سحرم خیلی زود دیر میشود بهم یاد آوری کن به من بیاموزان عاشقی را سحرم تو اما من میدانم که چی داری در دل پاکت حتی میدانم تمام چیزی که میخوای من هستم.... به من نزدیک میشی نفسهات رو احساس می کنم چرخیدن دو چشم سیاهت را صدای که از میان او دو لب بگوش میرسه سیاهی آن زلفت را معصومی و پاکی چهره مهربان و زیبایت را همه و همه در من شناور است در تنم در رگم خونم احساسم و برای من دنیا محو میشود دنیای وجود ندارد عجله کن سحرم خیلی زود دیر میشود












اما تو باید یاری ام کنی عزیزم




سعی می کنی مخفیش کنی





+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 16:10 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

فکر دیروز دارم در سر ترس فردا دارم در دل چون که من می دانم فردا همان امروز است و دیروز همان فردا خواهد بود کاش که دیر نباشد اما
این فردا نیز
گذر خواهد کرد شاید تا فردا چیزی نداشته باشم یا اینکه نه....... اما آیا فردای نیز خواهم داشت ؟؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 14:31 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

شب ،وقتي به آسمون نگاه مي كني ، همه ستاره ها به تو نگاه مي كنند : تو هيچ كس رو نمي شناسي ولي اونها تو رو مي شناسن . تو نگاه مي كني ، فكر مي كني ، به ديروز ، به ا مروز ، و شايد فردا و با هر درخشش ستاره ها قطره اشكي به پاس خمراهي ستاره ها صورتت رو خيس مي كنه ، وجودت پر مي. شه از عظمت حضور ، و قلبت سرشار از اميد ، اميد به اينكه حتي در سكوت شب و در مطلق تنها بودن ، هيچ كدوم از ستاره تنها نيستند و تو هم تنها نيستي. و وقتي باور كني كه در عين تنهايي مي توني به معراج خلوت با خدا برسي ، دوباره متولد شدي . و اينجاست كه از اميد تو خيلي هاي ديگه هم جوونه ميزنن و تو به اوج معناي زندگي مي رسي.. وبا يكي از ستاره ها عهد ميبندي كه هر شب منتظر نگاهش باشي .
دوتا چشمات پراز اندوه واسه دل شکستگیم آرزو م اینه که دستام توی دستای تو باشه تنگی این دل عاشق با نوازش تو واشه واسه چی خدانخواسته من تو آغوش تو باشم قول می دم با داشتن توهیچ غمی نداشته باشم همه ی هستی قلبم تو دو حرف خلاصه می شه : عشق توبودن باتو پرم از ترانه تو گر چه واژه ها حقیرن خوبه وقتی نیستی پیشم اونادستم و میگیرن راز عشق من و هیچ کس غیر مهتاب نمیدونه تنها شاهد واسه غصه ، گره و تنهاییم اونه وای اگر من این نبودم کاش می شد پرنده باشم تا از این دور بودن از تو بتونم بلکه رهاشم یه پرنده شم شبونه ، بکشم پر به خیالت ، برسم به لونه تو ، بگیرم سر زیر بالت زندگیم رنگ خدا بود ، اگه تنها تو رو داشتم اگه می شه واسه گریه ، روشونت سر می گذاشتم امیدم منو بخش بخدا دسته خدم نیست نمیدونم چرا انجوری میشه خدایا من چه گناهی کردم که انجوری میشه خدایا راضیام به رضای تو



![]()

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:4 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

تو نبودي و من با عشق نا آشنا بودم با تو بزرگ شدم امیدم تنها تو را می خواهم،تنها تو را،ای که وجودت سرشار از مهر،عطـوفت و دوست داشتن است،قشنگ ترین روزهایم را به پای ساده ترین دقایقت خوام ریخت.!

ای سر چشمه محبت
ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم 
در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری است
بگذار نامت را تکرار کنم نام زیبایت دلنشین است
چه داشته ای که این گونه مراطلسم کرده ای
من این گونه نبودم
تو عشق را با من اشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به اسمان بیکران پروازمی کنم
پس بدان دوستت دارم







تو نبودي و در نهان جان دلم جايت خالي بود
تو نبودي و باز به تو وفادار بودم
تو نبودي و جز تو هيچ كس را به حريم قلبم راه ندادم
و تو آمدي.از دوردستها
از سرزمين عشق
تو مرا با عشق آشنا كردي
با تو تا عرش دوست داشتن سفر كردم
تو مفهوم عاشق بودن را به من آموختي
با تو كامل شدم
با تو الفباي عشق را اموختم
نداي قلب عاشقم را به گوش همه رساندم
به تو و كلبه عاشقمان باليدم
تو نيمه گمشده ام شدي
حال كه اينچنين شيفته توام باش تا در كنارت آرامش بيابم
حتي براي لحظه اي از من جدا نشو
بدون تو دستم سرد است
بدون تو آغوشم تهي و لبريز درد است
به حرمت عشقمان
به حرمت لحظات زيبايمان
مرو كه بي تو من هيچم
بمان با من
بدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حك شده
بدان كه عشقمان هميشه پاك خواهد ماند
به وفايم ايمان داشته باش
تا به تو نشان دهم معني واقعي واژه عشق را
![]()
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 18:53 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

عیــد رمـضـان آمـد و مــاه رمـضـان رفت حلول عید فطر ،زیبایی عبادت وبندگی را به نمایش میگذارد .
عید سعید فطر بر تمامی روزه داران و مسلمانان جهان مبارکباد

عید سعید فطر بر تمامی روزه داران و مسلمانان جهان مبارکباد

صد شکر که این آمد وصد حیف که آن رفت
عید فطر ، عید عاشقان اطاعت ، و مشتاقان خود سازی است .
روزه داران یکماه در جهت رضایت حضرت دوست سر به استان یکتایی اش گذاشته و فرمان بی همتایی یگانه را در آسمان دل پذیرا گشته و به ضیافت و مهمانی خدا رفتند ،
روزه داران در یک ماه روزه بجنگ نفس شتافتند روزه داران با روزه داری درس صبر ومقاومت را آموختند روزه به انسانهای روزه دار گفت گرسنگی ، تشنگی و ایستادن در مقابل نفس مشکل و دشوار هست و لی انسان میتواند در مقابل دشواری ها ایستادگی نماید روزه تمرین برد باری وصبوری میباشد روزه به روزه داران و انسانها هشدار می دهد که فقر و گرسنگی که انسانهای دیگر رادر رنج و عذاب کرده است از ان رنج عذاب مطلع گردید و روزه دار در هنگام گرسنگی خودرا شریک رنج فقرا میدانند و بدانند . روزه دار در ماه مبارک رمضان و هنگام روزه داری خود را متخلق به اخلاق الله میدانند در لحظات روزه خودرا مطیع و بنده احساس میکند ، اگر انسان روزه دار موفق شود بتواند از فیوضات ماه مبارک رمضان که ماه بندگی و خود سازی است بهره ببرد ، بر نفس غلبه پیدا نماید وفقر وفقرا را درک نماید این خود یک پیروزی بحساب می اید و این پیروزی را فرهنگ رمضان وروزه داری عید نامیده اند ، براین اساس هست که در فرهنگ دینی بعد از پایان ماه مبارک رمضان عید فطر بر پا میگردد چرا یکه روزه داران با موفقیت از امتحان بیرون امده اند بخاطر این توفیق جشن پیروزی بر پا میگردد ، و این جشن پیروزی در فرهنگ مکتب اسلام بنام عید سعید فطر یاد شده هست .
بلی ! عید لغتی عربی بوده که به معنی جشن و جشن گرفتن می باشد و همچنین فطر در لغت همریشه فطور و افطار بوده که بمعنای خوردن آشامیدن میباشد از آن جهت این عید را عید فطر نامیده اند که در روز اول ماه شئوال که همان روز اول عید سعید فطر میباشد دستور امساک از طعام ونوشیدن برداشته می شود قبل از افطار در روز عید فطر و بعد از ادای نماز عید فطر دستور اعطای زکات فطره صادر شده است که بر هر مسلمان لازم است با پرداختن وجه معین برای فقرا، آغاز عید فطررا بر پا دارد روزه دار از پرداختن زکات فطر لذت میبرد چرا که در یکماه روزه داری حالت یک فقیررا درک نموده است حالا با پرداخت اندک وجه و یا ......شاید اندکی احساس ارامش برایش دست دهد شاید براین اساس بوده که بر هر مسلمان پرداخت زکات فطره لازم واجب شده است . 
در اکثر کشور های اسلامی به مدت سه روز از این عید معنوی تجلیل میگردد اما شکل گرامیداشت از این روزبزرگ در هر فرهنگ و هر ملت و کشور فرق می کند اما آنچه مسلم است در این روز دید باز دید ها بصورت با شکوهی به اوج خود میرسد معمولا در فرهنگ دینی بزرگتر ها مخصوصا پدران و مادران افراد ذیحقی هستند که در برنامه عید ، گرامی داشته میشوند اگر به جنبه های اخلاقی و عاطفی آن توجه گردد جنبه های بر جسته و عالی در این بعد مشاهد می گردد که در سایر فرهنگها کمتر دیده شده است کدورتها و .......... و حتی دشمنی ها در روزهای عید کنار زده میشود همه و همه در کنار هم از عید تجلیل می نما یند عید مختص قشر خاصی نبوده بل همه در عید خو درا سهیم می بینند در خوشحالی و این جشن با شکوه شریک میشوند، به این پدیده اجتماعی و دینی اگر عمیق شویم متوجه خواهیم شد که عید فطر بصورت غیر مستقیم یک نوع پیام میدهد که با فقر مبارزه گردد مخصوصا این فقر یکه در اکثر کشورهای عقب مانده گریبانگیرمردم شده هست فقری شدید یکه جامعه ای افغانستان را میفشارد فقری که زمینه ای دهها فلاکت وبدبختی مردم را فراهم آورده هست فقری که در این روزها هزاران هموطن ما را در افغانستان می ازارد ، فقریکه انسانهای آزاده ای را اسیر خود کرده هست که نمی توانند اندک پولی تهیه نمایند تا همگام با دیگران در این خوشحالی و جشن خود را شریک احساس کنند ونمی توانند کفش و کلاه و لباسی که لازمه ای عید هست برای اطفال خو د تهیه نمایند چه بسا که ارزو میکنند که ای کاش عیدی در کار نبود ! این یک ماه روزه داری واین پرداخت فطریه خود نشانه ای هست از فرهنگی که با فقر در جامعه به مبارزه پرداخت و اینکه افراد فقیر را شناسایی کرد و با افراد مستحق زکات فطریه را پرداخت نمود این یک گام برای گامهای بعدی و تحریک وجدانها ی بیدار و هشداریست برای حاکمان .
سالیان متمادی است که کشور ما تنها چیزی را که می شناسد و تنها چیزی راکه با آن زیست کرده و با آن نفس کشیده و با آن راه رفته و آن بلای خانمانسوز فقربوده ، در این کشور هرکه امده ورفته کاریکه نکرده همان فقر زدایی بوده و بس ، تعدادی هم که آمده فقط شعار فقر زدایی را داده و از این شعار برای خود پلی ساخته که از آن عبور کنند برای منافع سیاسی خود ، نه برای نجات جامعه فلاکت زده و فقیر ما .
آری ! لازم هست که مقداری در فلسفه ای هر پدیده ای دینی و اجتماعی با دقت و عمق بیشتر دیده و پرداخته شود وازاین پدیده ها اموزه ای لازم را بگیریم و در برنامه های زندگی خو د پیاده نماییم از همین بر گزاری عید فطر چگونه میتوانیم برای بهبود زندگی خو د واجتماع پیرامون خود درس بگیریم ایا ما که در تجلیل از عید و دید باز دید ها در سه روز عید و خرجهای کذایی که انجام میدهیم آیا از همسایه و اقارب و دهها فرد دیگر که از بر گزاری عید به خاطر فقر و تنگدستی در رنج عذاب هست چقد ر برای ما قابل در ک بوده ؟ و ایا ما که توانایی کم کردن مشکل یک انسان را داشته ایم گامی در این جهت در این روزهای خدایی برداشته ایم ؟ ومیتوانیم شادی های خود را با فقرا ومستمندان تقسیم نماییم ؟
بهر حال ! عید سعید فطررا برهمه ای و طنداران عزیز چه در داخل و چه در خارج ، از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض میداریم از در بار احدیت ارزو داریم که بتوانیم برمشکلات فایق اییم و بر گزار کننده ای عیدی باشیم که بوی فقر و بد بختی دیگر به استشمام نرسد.
و السلام
این هم چند شعر زیبا برای روز عید سعید فطر به تمام روزه داران جهان تثدیم میکنم.
عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا
یک ماه تمام مهیمانت بودیم
یک روز به مهمانی این خانه بیا
************************************************
معشوقه به نام من و کام دگرانست
چون غره شوال که عید رمضانست
************************************************
رسید عید و ز ما ماه روزه کرد گذر
وداع باید کردش که کرد رای سفر
به ما مقدمه عید فرخجسته رسید
براند روزه فرخنده ساقه شکر
برفت زود ز نزدیک ما و نیست شگفت
که زود رود آن چیز کو گرامی تر
************************************************
در دلت بود هم از اول ماه رمضان
که چو شوال شود چنگ زنی در می ناب
و...
ما مسلم و برنامه ما قرآن است
ملیت ما به پایه ایمان است
عیدی که برای ما پسندیده خدا
فطر است و غدیر و جمعه و قربان است
به پیشواز عید سعید فطر رفتن تنها به ادبیات فارسی محدود نمی شود و در ادبیات سایر ملل نیز نمونه های بسیاری در ستایش این روز فرخنده سروده شده است، به ویژه درادبیات عرب ، که غالبا مضامین را با توصیف های غنایی بیان داشته اند که در اینجا به ذکر سروده ای از " ابونواس" اکتفا می کنیم :
من شوال علینا
و حقیق بامتنان
جا باقصف و بالعز
ف و تعزید القیان
او فی الاشهر لی
ابعدها من رمضان
یعنی : ماه شوال بر ما منت گذاشت ، پس سزوار سپاس می باشد. با شادی و نغمه بانوان آمد. با وفاترین ماهها برای من ، همان دورترین آنان از رمضان می باشد.
عید صیام آمد و ماه صیام رفت
لطف تمام آمد و فیض تمام رفت
شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد
گرد غم گناه ز جان عوام رفت

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 13:11 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

| ||||||||