تبليغاتX
*••*ღ♥ღبا تو تا ابدیتღ♥ღ*••*

*••*ღ♥ღبا تو تا ابدیتღ♥ღ*••*

*••*ღ♥ღغروب دلتنگی من با تو تموم میشهღ♥ღ*••* تو یعنی عشق

 

 

شب قدر

واژه‌ای قرآنی است.

این شب در قرآن، در سوره قدر، با صفت «مبارکه»

یاد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است.

« انا انزلنه فی لیله مبارکه، لیله القدر خیر من الف شهر »
ما قرآن را در شب مبارک فرو فرستادیم.

شب قدر از هزار ماه برتر است
در شب قدر، همه امورات عالم اندازه‌گیری می‌شود

و به تصویب حجت خدا در هر زمان می‌رسد.

دقیقاً معلوم نیست شب قدر کدام شب است؛

گروهی آن را در طول سال محتمل می‌دانند و

گروهی در ماه رمضان، گروهی یکی از

12 شب آخر این ماه و گروهی یکی از شب‌های بیست و یکم،

بیست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر می‌دانند

این شب دارای اعمال فراوانی است که در کتب دعایی مذکور است.

خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن مستحب است.
بنا بر روایات، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است.

دعا و استغفار در شب قدر، وظیفه دانسته شده است

و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم

بر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأکید فرموده است.

 

وقتیکه خداوند به بنده هایش سلام میکند

                                                                                   

                                                                            بقلم امید سحر...

 

مطلبی در باره آخرین شب های قدر

 

 

خداوند با تمام بزرگی اش با رحمانیت فراوانی که دارد لحظات و روز ها یا شب های را تعیین کرده است که سلام یا رحمت خود را به بنده های خوبش میفرستد:

خداوند به حضرت آدم سلام کرد و این سلام به این شکل بود که هنگامیکه او را ساخت به ملاییکه گفت که به او سجده کنند و بعد هم دشمن او یعنی شیطان را خوار ساخت.

و بعدش خداوند به حضرت نوح سلام کرد و این قسمی جامه عمل پوشید که نوح را با مردمش از طوفان نجات داد و بعد ترها خداوند به حضرت موسی و هارون سلام کرد و این سلام باعث نجات قوم بنی اسراییل و معجزه ای فرمانبرداری رود نیل گردید و فرعون زبون شد و بعدش هم به داود سلام کرد و این سلام باعث شد که داود به آسانی آهن را مثل موم ه رطرف تاب میداد و هر چیز میساخت و وقتیکه نام خداوند را یاد میکرد همه ای مخلوقات بعد از او تکرا ر میکردند و بعدش هم به حضرت سلیمان سلام کرد که این سلام باعث شد همه چیز از او فرمان ببرند حتی باد هوا وهمچنان به حضرت ابراهیم سلام کرد( سلام علی ابراهیم در قرآن آمده) و این باعث شد که چهل روز آتش نمرود به ابراهیم تبدیل به بهشت گردید و کاذبان حق خوار شدند. و همچنان به مریم و عیسی سلام که یکی را بی شوهر فرزند پیامبر داد و به پسرش عیسی برعلاوه پیامبری، چندین معجزه عتا کرد.

اما به مقام امت پیامبر ببینید که چه مقامی دارند:

وقتی نوبت به پیامبر اسلام میرسد که این پیامبر امت و مردم خود را بیشتر از اولاد و فامیل خود و بیشتر از خود دوست دارد، و همه چیز را متحمل شد ولی نگفت که این مردم را خوار و یا هلاک بساز و حریصترین انسانی بود که میخواست همگی خداوند را بشناسند و هدایت شوند و در این راه همه چیز خود را باخت خداوند میفرماید( سلام قولا من الرب الرحیم) یعنی سلام به تو ای (محمد) از پروردگارت که به تو و امت تو (به طورخاص مهربان است) زیرا پیامبر همیشه برای خداوند عزر میکرد که خدایا امت من ضعیفترین، آخرترین، و خورد پیکرترین مردم استند من بخاطر امت خود خیلی میترسم... خدایا امت من چه خواهد شد... این ادامه داشت حتی در وقتی که مرگ آمد در زبان مبارکش بود که با گریه میگفت که خدا یا من میروم امت من چطور میشود..؟

و خداوند چون این همه را میداند به این بزرگترین پیامبرهستی میفرماید که ای محمد من به امت تو هم سلام میکنم.. یعنی آنها را در رحمت خاص قرار میدهم که در سوره انا انزلنا آمده ( سلام هی حتی مطلع الفجر) این سلام دنباله ای همان سلام هست که خداوند به همه ای خاصان خود سلام میکند. و این هم در شب قدر میباشد که در شبهای آخر رمضان پنهان است. و بغیر از این شب هم وقتی که شب عید نزدیک شد فرشتگان مقرب( جبرییل میکاییل اسرافیل) به همه ای لشکر خود به زمین می آیند تا به روزه داران سلام بدهند و ملاییکه به همگی سلام میکنند ولی ملک های مقرب به آن خانه های میروند که آنها بیشتر در روزهای آخر رمضان خداوند را یاد کرده اند و دعا و تضرع کرده اند و خواهش های خود را خواسته اند و بیشتر نماز و قرآن خوانده اند. پس بیایید که ملاییکه مقرب را به خانه های خود دعوت کنیم و خانه هایمان را نورانی بسازیم زیرا آنها از آسمان اول می آیند و تمام اطاعت خود را به بنده ها تحفه میدهند وقتی میروند دوباره به نزد خداوند در اول به نزدیکترین آسمان میرسند و در آنجا دیگر فرشتگان از این فرشتگان میپرسند که از بنده های خاص خداوند چه تحفه آورده اید؟

آنها میگویند ما همه ای طاعت و دعای آنها را آورده ایم ، و ملایکه های میزبان هم تمام دعای خود را تحفه میکنند... همینطور به هر آسمان که میرسند ملاییکه ها آنها را مهمان کرده و همه ای ثنای خود را فدای بنده ها میکنند تا اینکه این سه ملک( جبرییل و میکایل و اسرافیل به نزد خداوند در عرش معلی میرسند و در اینجا خداوند به آنها میگوید که چه آورده اید از زمین از نزد امت محمد( امتی که امروز بخاک وخون میتپد..) و فرشتگان مقرب میگویند که ما آه و دعا و روزه و نماز آنها را آورده ایم و همه ای چیز های که در دست ماست یعنی تهیه روزی و حل مشکلات و برآورده شدن خواسته های شانرا به آنها به اجازه (الله) به آنها میدهیم. و در اینجا خداوند میگوید که رحمت شما کم است حالا نوبت رحمت من است و خداوند همه ای حاجت ها را با دید بلا کیف خود بررسی میکند و آنقدر بخشایش میکند که از حساب همه ای فرشتها بیرون است و در همین وقت هست که فرشتها برای اشتراک کردن در جشن خوشی( عید سعید فطر) آماده گی میگرند تا دوباره به روز عید به زمین بیایند و همرای روزه داران از صبح تا دیگر یکجا باشند و این هست روزهاییکه خداوند سلام میکند به این امت بی رهبر و امت خاک بسر، امت ضعیف و پراگنده که روز به روز دستهای کفر کار میکند تا از ایمان آنها کم شود ولی اگر آنها طاعت کنند هیچ رحمت خداوند کم نمیشودو این بود تاویل (عید فطر و سلام هی حتی مطلع الفجر)

و من بنده ضعیف و عاصی( جویا ) خالی از خیر نداستم که این سخنها را به شما شریک بسازم و در آخر سلام و درود به پیامبر اسلام والحمد لله رب العالمین.

از شما تضرع دعا دارم در حق عزیزم و شخص خودم) والسلام..

 

یارب تـــــو چنـــان کن کـــه پریشان نشوم

محتـــاج به بیگانـــه و خـــویشان نشـــــوم

بـــی منت خلق خـــود مــــــــرا روزی ده

تـــا از در تـــــو بر در ایشــــــان نشـــوم

یارب اگــــر من گنــــاه بــــی حــد کــردم

دانــــم بــــه یقین کــــه بر تن خـود کـردم

از هــــر چه مخــــالف  رضـای تو بـــود

بـــــر گشتم و توبه کـــردم و بــد کــــردم

  بــــازآ با هرا آنچــــه هستــــی بـــــــــازآ

گــــر کـــافر و گبــر و بت پرستی بــازآ

این درگــــه مـــا درگه نــــومیــدی نیسـت

صـــد بـــار آگه تــــوبه شکستــی بــــازآ

شب خیـــز که عـــاشقان به شب راز کنند

گـــرد در و بام دوست پـــــرواز کـننـــــد

هــــــر جا که دری بــود به شب در بندند

الا در دوست را کـــــه شب بــاز کننـــــد

بـــی حکم تو چـــرخ یک زمـــــانی نبـود

بـــــی امـــر تو خلق را زبانــی نبـــــــود

گـــر بگـــذری از کـــرده نا کـــرده مــــن

من ســـود کنـــم تــرا زیانــــــی نبــــــــود

ای ذات تـــــو بر کـــل ممالــک شـده فرد

ســر بـــر خط فــرمان تو دراد زن و مرد

گـــــــر جملــــه کاینــــات کافـــر گــــرده

بــــر دامن کبـــریــــات ننشینـــد گــــــــرد

ای آنکــــه بـــه ملک خـویش پاینـده تـویـی

در ظلمت شب صبح نمـــــاینــده تــویــــــی

کـــار من بیچـــاره قـــوی بستـــــــه شــــده

بگشـــای خـــدایا کـــه گشاینــــــــده تــویـی

گـــــر من گنــــه روی زمین کــــــردستـــم

عفـــو تـــو امید است که گیــــــرد دستـــــم

گفتـــی کـــه به روز عجـــز دستت گیــــرم

عاجـــز تر از این مخـواه کـــه اکنـون استـم

یـــــارب ز گنــــا زشت خـــــود منفعلــــــم

وز قــــول بـــد و فعـــل بــد خــــود خجلــم

فیضی بــــــه دلــــم ز عالـــــم قـدس رسـان

تــــا محــو شـود خیال بـــاطل ز دلــــــــــم

یـــارب، یــــــارب کــــــــریمی و غفــــاری

رحمــــان و رحیـــم و راحــــم و ستـــــاری

خـــــــواهم که رحمت خــــداوندی خــویــش

این بنــــده شـــرمنده فـــرو نگـــــــــــــذاری

در درگــــه ما دوست یک دلــــــــــه کـــــن

هـــر چیـــز که غیـــر ماست آن را یلـه کــن

یک صبه بــــه اخلاص بیـــا بر در مـــــــــا

گـــر کار تـــو بر نیایـــد آنگه گلـــــــــه کــن

در هــــر سحری بـــا تو گــــــویـــــــــم راز

بـــر درگته تـــو همی کنـــم عــــرض نیــــاز

بـــی منت بنــده گانت  ای بنــــــــــده نــــواز

کــــار من بیچاره سرگشتـــــــــه بســـــــــاز

یـــارب به دلــم غیـــر خودت جــا مگــــذار

در دیـــده ی من گـــرد تمنــــــا مگــــــــذار

گفتـــم، گفتم، ز من نمــی آیــــــــــــد هیــچ

رحمـــی، رحمــی، مـــرا به من وا مگـذار

یـــارب بـــه دو نــــــور دیــده پیغمبـــــــر

یعنــــی بـــه دو شمع دود مـــــان حیـــــدر

بـــر حـــال من از عیــن غنـــایت بنگــــــر

دارم نظـــر آن کـــه نیافتـــــم ز نظـــــــــر

یــــارب مکن از لطف پــــریشان مـــــا را

هـــر چنـــد کـــه هست جرم عصیان ما را

ذات تــــو غنی و مــــا همه محتـــاجیـــــم

محتاج بـــه غیـــر خــــو مگــردان مـــا را

التماس دعا عزیزان 

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 3:42 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

 

دوستت دارم

شايد تصور كني تنها چند واژه ي ساده

 را در كنار هم گذاشته ام و جمله اي را بيان كرده ام .

اما اين تنها يك جمله نيست

دنياي لبريز از رويا هاي سبز و زیبای

همين جمله ي كوتاه

آري همين چند واژه خود كتابيست سرشار از معنا

دوستت دارم يعني بي حضور تو نفسی نیست  برايم ..

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 18:59 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

 

 

یـــارب، یــــــارب کــــــــریمی و غفــــاری

رحمــــان و رحیـــم و راحــــم و ستـــــاری

خـــــــواهم که  ز  رحمت خــــداوندی خــویــش

این بنــــده شـــرمنده فـــرو نگـــــــــــــذاری

یــــارب مکن از لطف پــــریشان مـــــا را

هـــر چنـــد کـــه هست جرم عصیان ما را

ذات تــــو غنی و مــــا همه محتـــاجیـــــم

محتاج بـــه غیـــر خــــو مگــردان مـــا را


به نام خدا

ماه مبارک رمضان بر شما مسلمانان جهان  مبارک و

طاعات و عباداتتان مقبول درگاه حق.

التماس دعا.

 

 

مژده ای یاران که بار دیگر نسیم رمضان وزیدن گرفت!

رمضان!

ماه بهار قرآن!

ماه ضیافت الله!

ماه رحمت و مغفرت!

ماه اطاعت و بندگی!

ماه پرواز به اوج قله پارسایی!

ماه پالایش جسم و روح!

ماه که همگان به میهمانی خداوند دعوت شده اند!

آری رمضان ماه ضیافت الله است!

اما این ضیافت، با ضیافت و میهمانی دنیوی از چند جهت تفاوت دارد:

1 – در ضیافت دنیایی اگر میهمان بیش از حد معمول از غذاهای که میزبان برایش تدارک دیده، استفاده کند در نزد میزبان تحقیر می شود. اما در ضیافت ماه مبارک رمضان، هرچه میهمان بیشتر از این خوان گسترده بردارد، به همان میزان هم بیشتر تحسین می شود و اساسا هنرمند کسی است که از این ضیافت بیشترین بهره را ببرد.

2 – ضیافت دنیوی محدود است، به این معنی که: میزبان افراد سرشناس و کسانی را که بیشتر با آنان رابطه دارد به میهمانی دعوت می­کند. اما ضیافت ماه مبارک رمضان یک ضیافت همگانی است و  همه­ی انسانها از هر قشر و نژاد و ملیتی که باشند به این میهمانی دعوت شده­اند.

3 – در ضیافت دنیوی میزبان مخلوق است، اما در ضیافت ماه مبارک رمضان، میزبان خالق یکتاست، و به همین دلیل است که میهمانان در این ماه هرچه از میزبان طلب نماید، او با لطف و احسانش خواسته های آنان را مورد اجابت قرار می دهد.

خوشا به حال کسانی که از لحظه لحظه این ماه پربرکت

 

 و نورانی بیشترین بهره را می برند!

 

سر سفره افطار ما رو از یاد نبرید

 

التماس دعا

 

شب قدر از خم توحيد شرابم دادند

تشنه لب بودم و آب از مي نابم دادند

العطش گفتم و نوشيدم از آن باده ناب

تا نجات از عطش روز حسابم دادند

 التماس دعا عزیزان

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 0:59 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

خدایا تمام وجودم از بغض پر شده . دیگه لحظهء انفجار رسیده
کمکم کن حداقل بتونم گریه کنم
چرا هیچ جوری نمیتونم خودمو خالی کنم من؟؟
آرامش میخوام خدا
این روزها دلم زود میگیره
دلم که میگیره دیگر هیچ چیز و هیچ کس توش جا نمیشه
این روزها گریه هم می کنم
چشمانم خیس می شود
خدا من بینهایت از تو ممنونم که شب را آفریدی ،که من بتونم
چند ساعتی بمیرم، و از این دنیا راحت باشم
امشب حالم خوب نیست...دلم برات تنگه....ولی گرفته هم هست

 

تو مقدسی مثل عبادتم تو را دوست دارم مثل سعادتم به تو محتاجم و احتیاج من عادته نمیشه ترک عادتم تو

نمای کامل صداقتی واسه من همیشه در نهایتی لذت تلاوت یه ایه ای دلنشینه از تو هر حکایتی با تو هم صدا

شدن نیت من عشق تو تمام حیثیت من سایه بلند تو روی سرم حافظ ثبات و امنیت من مثل توری نوری خالی

از غبار مثل خواستن خواستن دیونه وار مثل یک قصیده پاک و بی نظیر اما در دست من بی اعتباربا تو هم

صدا شدن نیت من عشق تو تمام حیثیت من سایه بلند تو روی سرم حافظ ثبات و امنیت من تو برای من

عزیزترین کسی گل بی عیبی که دور از دسترسی زندگی برای من خواستنیه با تو هم صحبت عیسی نفسی تو

گران بها ترین عتیقه ای از تو غافل نمیشم دقیقه ای مثل نوری نوری خالی از غبار مثل خواستن خواستن

دیونه وارمثل یک قصیده پاک و بی نظیر اما در دست من بی اعتباربا تو هم صدا شدن نیت من عشق تو تمام

حیثیت من سایه بلند تو روی سرم حافظ ثبات و امنیت من

 

+ نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 23:26 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست
خداوند در هر حضور رازی نهان کرده برای کمال ما
خوش آن روزی که دریابیم راز این حضور را


مهربانی نقش هر نقاش نیست
هرکه نقشی را کشید نقاش نیست
نقش را نقاش معنا میدهد
مهربانی نقش یار است،حیف یار نقاش نیست




بی تو هرگز با تو عمری

تو ای جاویدانه ام دوستت دارم تو ای عشق ابدی دوستت دارم



تا صورت بهار تو
در آسمانم است

ابر بهار می شوم
و می وزم به تو

هر شب بهانه ام در
انتظار صدای تو

صبرم تمام شد راهی
می شوم به سوی تو

گلبرگ وجودم !

این را بلند گفته ام
در دلم به تو


من و تو یعنی عشق ، عشق یعنی ما ، ما یعنی یک دنیا خوشبختی! تو یعنی بهترین ، زیباترین ، عاشقترین ، لایق ترین.... تو یعنی برای من ، برای قلبم ، تا ابد و برای همیشه... تو یعنی اسیر ، یک اسیر در این قلب بی طاقت...


انقدر خوبی که در یک لحظه عاشقت شدم عشق را با تمام وجود احساس کردم و اسیر قاب وفادارت شدم !

انقدر مهر و محبت در دلت است که باور کردم مثل تو هیچکس در این دنیا نیست !

معنای وفا را برای بی وفایان معنا کردی و ثبت کردی که چقدر به عشقمان وفاداری!


یک اغاز دیگر با قلب پر احساس تو اغاز راه خوشبختی باتو ای همسفرم چقدر زیباست و چقدر

رویاییست!




تو گل من ، من باغبان تو ، تو دریای من ، من ساحل تو .... تو طلوع من ، من وجود تو ، تو نفس من ، من هوای تو.... تو باران من ، من سرپناه تو ، تو مهتاب من ، من آسمان تو... -



بدون تو اين زندگي را نميخواهم ، باور داشته باش كه جز تو كسي را نميخواهم! تو را ميخواهم و

آن دستان مهربانت ، در كنار تو بودن را ميخواهم و نگاه به آن چشمان زيبايت جدايي و نفرت را

نميخواهم

بااولین نگاهت آتش گرفتم

بادومین نگاهت سوختم

ودرانتظارسومین نگاهت خاکستر شدم



محبت مثل سکه می مونه که اگه بیافته تو قلک قلب نمیشه درش آورد.


اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی



HOME
E-Mail
با تو تا ابدیت


Archives

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
اسفند 1385


Links

حرف تموم دوری ها
با تو تا ابدیت


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


تو بهانه زنده بودن سحر
***




کود آهنگ در نیمه پنهان

لوگو وبلاگ

عاشقانه های امید سحر

www.omidsahar.blogfa.com