زیباترین تصویری که در زندگیم دیده ام نگاه عاشقانه و معصومانه توست

ولنتاین مبارک
زیبا ترین صدایی که تا کنو ن شنیده ام صدای پر مهر و دوست داشتنی توست
زیبا ترین کلامی که تا به حال توانستم بگویم گفتن دوستت دارم به توست
زیبا ترین احسا سی که تا به حال داشته ام دوست داشتن توست
زیباترین انتظار زندگیم انتظار دیدار توست
زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن است
زیباترین تنهایم گریه برای توست
و زیباترین اعترافم عشق توست
در تمام وجودم ذره ذره هستی که خدا به من اعطا کرده صدای نجوای تو به گوش میرسد و
تنهاعشق تو و گرمای وجود تو مرا زنده نگاه داشته و نور دلم نگاهیست که تو به من روانه میداری..............................

لحظه دیدارت...
ديرگاهي است که دل روز و شب مي ترسد، با خودش مي جنگد.
...و به تو مي نگرم که دلم مدتهاست که شده حيرانت.
باز دل مي ترسد، که مبادا روزي بروي از اينجا و بمانم تنها و بميرم رسوا!
باز من مي گريم که مبادا عشقم برود از يادت!!! بدهي بربادم و بميرم در غم .
باز در رويايت دل من مي ماند و به خود خندد که شده مجنونت!
تا کنون قلبم را اينچنين ديوانه.....من نديدم هرگز!
««««از نگاه پاکت دل من مي لرزد!باز هم مي ترسم!»»»»
نکند چشمانت روزگاري جز من به کسي عشق دهد!
اي اميد ماندن ، بي تو من خواهم ماند با دلي پر ماتم در پس تنهايي.
وقت آرامش شب از خيانت لبريز از همه بي زارم و تو را مي خواهم تا بميرم از شوق ....
لحظه ديدارت......
اي تو که آغوشت مأمن اين تنهاست....باز هم دريابم!
که پرم از گريه و بغضي کهنه ...روز و شب لبريزم.....
گرمي آغوشت برتر از يک دنياست ، در کنارت گويي مالکم دنيا را.
تو بمان تا عمري من بمانم شيدا و نميرم تنها و تمام خود را بدهم در راهت.
من نخواهم هرگز که بجز چشمانت به کسي عشق دهم و کسي را جز تو لايق خود دانم.
من همه اميدم بسته به چشمانت
تو شدي رويايم!!تو شدي دنيايم....
تقديم به بهترينم



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 23:16 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

من از نگاه دو چشمت مهربانم من از نگاه دو چشمت ترانه می سازم برای گریه ی امشب بهانه می سازم هزار تیر دعا را برای دفع بلا به سوی تو ای نازنین روانه می سازم من آن پرنده ی تنها و بی کسم اما برای عشق تو صد آشیانه می سازم و لحظه لحظه ی این عشق را مینویسم از اول و قصه ای از نوع ِ عاشقانه می سازم نه از پرنده و دریا نه از مسافر و تنها من از نگاه دو چشمت ترانه می سازم


+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 20:42 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

(( صادقانه ,عاشقانه ( دیوانه وار ),عمیق..... ))
رویایت خواهم بود ,آرزویت و خیالت
انتظارت, عشقت و هرآنچه نیازداشته باشی
با هر نفس صادقانه تر,عاشقانه تر و عمیق تر دوستت خواهم داشت
استوار خواهم شد, وفادار چراکه روی آغازی جدید حساب می کنم
دلیلی برای زندگی , معنائی عمیق تر ...
می خواهم با تو روی کوه بایستم
می خواهم با تو در دریا استحمام کنم
می خواهم برای همیشه کنار تو باشم(درکنار تو بیارامم)
تا هنگامی که آسمان بر من ببارد ...

هنگامی که ستارگان به روشنی در آسمان مخملی می درخشند
آرزوئی خواهم کرد و به سوی بهشت خواهم فرستاد تا تو را لبریز اشک کنم
اشکهای لذتی برای تمام عیش و خوشی کردن و یقین
که ما با حمایت و آرامش قوی ترین نیروها احاطه شده ایم
در ساعت های تنهائی.... اشکهائی که ترا می بلعند....
می خواهم با تو روی کوه بایستم
می خواهم با تو در دریا استحمام کنم
می خواهم برای همیشه کنار تو باشم(درکنار تو بیارامم)
تا هنگامی که آسمان بر من ببارد ...
عزیزم نمیتوانی آنرا ببینی , دیگر نیازی نیست که چشمانت را ببندی
چرا که آن درست قبل از تو به حقیقت پیوسته است( قبل از تو ایستاده است )
تمام آنچه تو نیاز داری قطعاً اتفاق خواهد افتاد ( خواهد آمد)
رویایت خواهم بود ,آرزویت و خیالت
انتظارت, عشقت و هرآنچه بدان نیازداشته باشی
با هر نفس صادقانه تر,عاشقانه تر و عمیق تر دوستت خواهم داشت
می خواهم با تو روی کوه بایستم ..............

تقدیم به عزیزترینم امیدم
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 15:37 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

| ||||||||