تبليغاتX
*••*ღ♥ღبا تو تا ابدیتღ♥ღ*••*

*••*ღ♥ღبا تو تا ابدیتღ♥ღ*••*

*••*ღ♥ღغروب دلتنگی من با تو تموم میشهღ♥ღ*••* تو یعنی عشق

دلم تو را میخواهد

در این لحظه , و تمام ثانیه ها دقیقه ها روز ها ماه ها سالها  دلم تنها تو را میخواهد!

در این لحظه که دلتنگم و چشمهایم بارانیست دلم تنها تو را

میخواهد!

کجایی عشق من که دلم بهانه ی تو را میگیرد !

 نمیتوانم آرام کنم دلی که دیوانه وار به عشق تو زندگی میکند!

 نمیتوانم بی قرار تو نباشم چون تنها و یگانه آرزویم توی

لبخند تو و شادی تو و رسیدن به تو .


 دلم تنها تو را میخواهد در لحظه ای که به هیچ چیز جز تو

 نمی اندیشم!

 اینک اگر زنده ام در خاطر من هستی که پر پر نشده ام ، من

شمعی هستم که همچنان به عشق تو روشنم

میترسم  به انتظار بنشینم و غم های روزگار مرا از یادت ببرد
،

میترسم آنقدر سختی بکشم که به آسانی تو را از دست بدهم!

 در این لحظه که جز تو هیچ چیز دیگر به من امید نمیدهد ،

 باز هم به
 
 انتظار مینشینم تا روزی امیدم زنده شود!

دوستت دارم فرشته ی من سحرم

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 1:48 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

با توام  مهربانم !

تويي که حرفهايم را مي خواني ، مي فهمي

و عشق را در قلبم بارور نمودی

به من بگو !

دلتنگيت را در کجاي دلم  جا دهم

تا اينگونه پريشان حال ديدنت نباشم

طوفان غم را چگونه از دریای دلم دور سازم

تا به ساحل آرامش برسم

نمی دانم !

دلم از جدایی بیزار است و طاقتي برايم نمانده است ،

سکوتم از هر فريادي سهمگين تر شده

و خون عشق تو در رگهايم نسبت به ديروز جاري تر

دلم نمی خواهد دیگر به انتظار بنشینم

خود عشق را زنده نگه می دارم ،

و فاصله ها را برای دیدنت در هم مي شکنم ،

نديدن هايت را آويزه گوش زمان مي کنم ،

تا به او بفهمانم که روزگار هميشه اينطور نمي ماند

و آسمان نگاهم براي باري ديگر ابري نمي شود

چرا که لحظه ديدارت نزديک خواهد بود !

بلی مهربانم لحظه دیدار نزدیک است نزدیک ........


+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 23:42 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو


ستاره ی رویاهای شبانه ام

خورشید پر فروغ  زندگی ام

هر لحظه به تو می گویم دوستت دارم

تا بدانی تنها با نفس های تو زنده ام

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 3:13 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو


اکنون که خداوند تو را به من داده خوشحالم ،

و از اينکه هميشه تو را در کنارم دارم به خود مي بالم !

چه لذت بخش است دوش به دوش تو قدم زدن ،

و از آن شيرين تر با تو همکلام شدن !

عشق قلبم را از خود بي خود کرده ، چرا که تنها تو را

در ميان ديگران باور کرده است !

کاش زودتر از اينها تو را یافته بودم ،

زيرا احساس مي کنم با عشقه تو تازه متولد شده ام !

حال ... تو مرا مجنون خويش مي پنداري ،

من تو را لیلی عشق مي نامم !

تو مرا براي خود مي داني ،

من نيز تو را از براي قلب خود مي دانم !

و چه زيباست لحظه رسيدن به اوج خوشبختي ،

زماني که هر دو همديگر را براي هم مي خواهيم !

مهربانم دوستت دارم دوستت دارم دلم برایت تنگ شده مهربانم


+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 21:57 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

   

مهربانم تو بگو...
                         
خورشید که تو را دید ، دیگر نتابید! چون تو پر نور و تابنده تر است
                      

ماه که تو را دید تا صبح نالید! چهره تو، از ماه زیباتر است!

نگذار که کسی به وجود عشق در دلهایمان پی ببرد ،

نگذار کسی بفهمد که آن عشقی که در دلهایمان است از عشق 

لیلی و مجنون نیز بالاتر است!

آن حسرتی که از عشق ما در دلهای دیگران به جا می ماند مثل آتشیست که 

قلبها را میسوزاند!

عشق ما مقدس است ، نمیخواهم جز خدا کسی عشق ما را ببیند ، 

 و از صبح تا شب در حسرت عشق ما بنشیند!

مهربانم زیبایم

 آن قلب پاک تو را نمیخواهم کسی بشکند، یا با حرفهایش تو را آزار دهد !

حتی میخواهم خودم باعث باشم اما نه کسی دیگری

آنهایی که در حسرت عشق ما نشسته اند مثل خورشید نیستند که بتابند ، 
                      
 سحرم

بیا در کنارم ، از عشق بگو برایم ، دست بگذار در دستهایم ، آرام بگیر در کنارم!

 هیچکس نمیتواند تو را از من بگیرد ، هیچکس نمیتواند عشقمان را کوچک بداند!

من و تو عشقی پاک در قلبمان داریم ، من و تو بدون هم نمی

توانیم زنده بمانیم!

آیا میتوانیم

مهربانم تو بگو تو ...

و اما سحرم...


وقتی تو باشی ، زندگی برایم زیباست ، عاشقی برایم بامعناست!

وقتی تو باشی ، قلبم بی آرزوست ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی!

وقتی تو نفسم باشی  حیاتم باشی ، همدمم باشی ، سرپناهم باشی ، طلوع

آفتاب برایم آغاز یک روز و یک دنیای دیگری است  !

مهربانم

تو هستی ، و برای من هستی ،  و تا آخر همه هستی ام هستی ، 

وقتی تو باشی ، زندگی جاریست  و آنوقت است که میدانم و آن وقت است

که میدانم زنده بودن یعنی چی و زندگی کردن یعنی چی

مهربانم سحرم، میتپد قلبم تنها برای تو ، میگذرد

لحظه ها به یاد تو و می ماند برای همیشه یک عشق جاودانه در قلبهایمان!

وقتی تو زندگی  من باشی ، باغچه خشک قلبم بهاری میشود ، این دل

از عطر و بوی تو پر از محبت و صفا میشود!

 وقتی تو سرپناهم من باشی ، این چشمها برای دیدن تو بی قرار و

بی تاب میشود ، حضور تو و داشتن تو در کنارم تنها آرزویم است !

 وقتی تو همدمم باشی ، دیگر تنهایی با من بیگانه میشود ، غم

و غصه های دنیا در قلبم فراری میشوند !

 تو باش ، یگانه معبودم باش ، خدای عشقم باش ، دنیا برایم بهشت همیشگی میشود!

وقتی تو باشی ، وقتی تو همه زندگی ام باشی ، این دل فدای قلب مهربانت میشود،

چشمهایم همیشه منتظر دیدن چهره ماهت است!

وقتی تو باشی ، من نیز هستم ، زیرا تو در قلبم هستی !

 پس با من باش ای عشق جاودانه ام ،


+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 21:51 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو


فرمت : MP3 / کیفیت : 128 KBps

01 Shenasnameh (Intro)

02 Kojaye Donyay

03 Man O Tanha

04 Asheghi Ba To

05 Ahaye To

06 Eshghe Adam Kosh

07 Bia Ashegham Kon

08 Ey Vay Delam

09 Sedaye Ghalbeh To

10 Khaab

11 Mane Laanati

12 Rafigha Migan

13 Parseh

14 Leili Dar Paeiz

15 Hafteh Be Hafteh

16 Shoomineh

17 Tamoom Shod (Paayan)

+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 15:3 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

پروردگارم ،مهربان من

از دوزخ این بهشت رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...

در هراس دم می زنم 

در بی قراری زندگی می کنم

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"

                                         دردم ، درد "بی کسی"  است

خدایا...دلم بد جور گرفته.

زیاد!!!!زیاد...کمکم کن...به دادم برس!

بزار فراموش کنم  این حرفها رو بزار زندگی کنم.

خدایا  بهم اجازه بده عاشق باشم و عاشق بمونم....

خدایا کمکم کن...خواهشخدایا این روز رو نخواسته بودم

در انتظار خوابم و صد افسوس

خوابم به چشم باز نمي آيد

اندوهگين و غمزده مي گويم

شايد ز روي ناز نمي آيد

خدایا کمکم کن

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:6 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو


خداونداااااا

تنها و بی کس در ظلمت و تاریکی خودم
ودر دلتنگی های راه بی پایانم، گام برمی دارم
در حالی که خطاهایم بر دوشم سنگینی می کند

وگناهانم مرا آزار می دهد
تنها و بی کس بر درگاهت تضرع و زاری می کنم و امیدوارم
و غیر تو کسی را ندارم، پس به درگاهت آمدم
ای خدا، ببخش بنده ای که عاشقانه تو را می خواند
که امیدوارست هدایتش کنی
قلب و جانم می خواهد به راهت بازگردد
و روحم می خواهد با اشتیاق به سویت پر گشاید
و تنها آرزویش کسب رضایت تو
در روزیست که در درگاهت حاضر می شویم

الهي ، يكتاي بي همتايي ، بر همه چيز دانايي
الهي ، عنايت تو كوه است وفضل تو دريا
كوه كي فرسود و دريا كي كاست؟
خدايا ، اي داننده ي رازها ، شنونده ي آوازها
اي بيننده ي نمازها ، اي پذيرنده ي نيازها
از بنده خطا آيد واز تو عطا
 یاری ام کن خداااااااااااااااااااا

 

دستم گیر

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 2:53 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو




خدایا

خدايا،آسمان دل صاف است وآفتابي و جز كبوتري سفيد

 وستاره اي نوراني نقشي در قاب معصوم و پاكش جاي نگرفته است

 . تنها تويي كه كبوتر زيبايم را از گزند تيرهايي كه در

 چله نهاده شده است، در امان خواهي داشت . اين دل دلي

 است كه تو آفريده اي و بناي محكم معصوميتش را در

 پناه عشق رها ساخته اي . هرگز نيرنگ و ريا وتباهي ها

 رابه خود راه نداده است و پاك ومعصوم به عشق پناه برده است .
 
فرياد رهايي را كه روزگاري پيش شنيدي  و دعايي را كه

استجابتش را در امان پاك دل جاي دادي  ، همه وهمه در قالب

اين جسم خاكي محبوس گرديده است و انعكاس نورش فضاي
 
دل يار را پوشانده است .

 زنجير مستحكم پيوندشان را پيش از پيش محكم گردان



تقدیم به تو فرشته ی نازم

دوستت دارم دوستت دارم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 22:28 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو



در افقی سرد

به حجم غرورم و غیرتم به تو می اندیشم

می دانم یک شب تلخ خواهم رفت

ای کاش باز  گردی

تا

زمانی که نشانی از قلب بیابی

+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:46 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو



حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست
خداوند در هر حضور رازی نهان کرده برای کمال ما
خوش آن روزی که دریابیم راز این حضور را


مهربانی نقش هر نقاش نیست
هرکه نقشی را کشید نقاش نیست
نقش را نقاش معنا میدهد
مهربانی نقش یار است،حیف یار نقاش نیست




بی تو هرگز با تو عمری

تو ای جاویدانه ام دوستت دارم تو ای عشق ابدی دوستت دارم



تا صورت بهار تو
در آسمانم است

ابر بهار می شوم
و می وزم به تو

هر شب بهانه ام در
انتظار صدای تو

صبرم تمام شد راهی
می شوم به سوی تو

گلبرگ وجودم !

این را بلند گفته ام
در دلم به تو


من و تو یعنی عشق ، عشق یعنی ما ، ما یعنی یک دنیا خوشبختی! تو یعنی بهترین ، زیباترین ، عاشقترین ، لایق ترین.... تو یعنی برای من ، برای قلبم ، تا ابد و برای همیشه... تو یعنی اسیر ، یک اسیر در این قلب بی طاقت...


انقدر خوبی که در یک لحظه عاشقت شدم عشق را با تمام وجود احساس کردم و اسیر قاب وفادارت شدم !

انقدر مهر و محبت در دلت است که باور کردم مثل تو هیچکس در این دنیا نیست !

معنای وفا را برای بی وفایان معنا کردی و ثبت کردی که چقدر به عشقمان وفاداری!


یک اغاز دیگر با قلب پر احساس تو اغاز راه خوشبختی باتو ای همسفرم چقدر زیباست و چقدر

رویاییست!




تو گل من ، من باغبان تو ، تو دریای من ، من ساحل تو .... تو طلوع من ، من وجود تو ، تو نفس من ، من هوای تو.... تو باران من ، من سرپناه تو ، تو مهتاب من ، من آسمان تو... -



بدون تو اين زندگي را نميخواهم ، باور داشته باش كه جز تو كسي را نميخواهم! تو را ميخواهم و

آن دستان مهربانت ، در كنار تو بودن را ميخواهم و نگاه به آن چشمان زيبايت جدايي و نفرت را

نميخواهم

بااولین نگاهت آتش گرفتم

بادومین نگاهت سوختم

ودرانتظارسومین نگاهت خاکستر شدم



محبت مثل سکه می مونه که اگه بیافته تو قلک قلب نمیشه درش آورد.


اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی



HOME
E-Mail
با تو تا ابدیت


Archives

تیر 1388

خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
اسفند 1385


Links

حرف تموم دوری ها( مهتابه عزیزم)
با تو تا ابدیت


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


تو بهانه زنده بودن سحر
***


کود آهنگ در نیمه پنهان