در این لحظه , و تمام ثانیه ها دقیقه ها روز ها ماه ها سالها دلم تنها تو را میخواهد!
در این لحظه که دلتنگم و چشمهایم بارانیست دلم تنها تو را
میخواهد!
کجایی عشق من که دلم بهانه ی تو را میگیرد !
نمیتوانم آرام کنم دلی که دیوانه وار به عشق تو زندگی میکند!
نمیتوانم بی قرار تو نباشم چون تنها و یگانه آرزویم توی
لبخند تو و شادی تو و رسیدن به تو .
دلم تنها تو را میخواهد در لحظه ای که به هیچ چیز جز تو
نمی اندیشم!
اینک اگر زنده ام در خاطر من هستی که پر پر نشده ام ، من
شمعی هستم که همچنان به عشق تو روشنم
میترسم به انتظار بنشینم و غم های روزگار مرا از یادت ببرد ،
میترسم آنقدر سختی بکشم که به آسانی تو را از دست بدهم!
در این لحظه که جز تو هیچ چیز دیگر به من امید نمیدهد ،
باز هم به
انتظار مینشینم تا روزی امیدم زنده شود!
دوستت دارم فرشته ی من سحرم

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 1:48 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

با توام مهربانم ! تويي که حرفهايم را مي خواني ، مي فهمي و عشق را در قلبم بارور نمودی
به من بگو ! دلتنگيت را در کجاي دلم جا دهم تا اينگونه پريشان حال ديدنت نباشم طوفان غم را چگونه از دریای دلم دور سازم تا به ساحل آرامش برسم نمی دانم ! دلم از جدایی بیزار است و طاقتي برايم
نمانده است ، سکوتم از هر فريادي سهمگين تر شده و خون عشق تو در رگهايم نسبت به
ديروز جاري تر دلم نمی خواهد دیگر به انتظار بنشینم خود عشق را
زنده نگه می دارم ، و فاصله ها را
برای دیدنت در هم مي شکنم ، نديدن هايت را آويزه گوش زمان مي کنم ، تا به او بفهمانم که روزگار هميشه اينطور نمي ماند
و آسمان نگاهم براي باري ديگر ابري نمي شود چرا که لحظه ديدارت نزديک خواهد بود
! بلی مهربانم لحظه دیدار نزدیک است نزدیک ........
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 23:42 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

ستاره ی رویاهای شبانه ام خورشید پر فروغ زندگی ام هر لحظه به تو می گویم دوستت دارم تا بدانی تنها با نفس های تو زنده ام
+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 3:13 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

اکنون که خداوند تو را به من داده خوشحالم ، و از اينکه هميشه تو را در کنارم دارم به خود مي بالم ! چه لذت بخش است دوش به دوش تو قدم زدن ، و از آن شيرين تر با تو همکلام شدن ! در ميان ديگران باور کرده است ! زماني که هر دو همديگر را براي هم مي خواهيم ! مهربانم دوستت دارم دوستت دارم دلم برایت تنگ شده مهربانم
عشق قلبم را از خود بي خود کرده ، چرا که تنها تو را
کاش زودتر از اينها تو را یافته
بودم ،
زيرا احساس مي کنم با عشقه تو تازه متولد
شده ام !
حال ... تو مرا مجنون خويش مي پنداري ،
من تو را لیلی
عشق مي نامم !
تو مرا براي خود مي داني ،
من نيز تو را از براي قلب خود مي دانم !
و چه زيباست لحظه رسيدن به
اوج خوشبختي ، 
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 21:57 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

ماه که تو را دید تا صبح نالید! چهره تو، از ماه زیباتر است! و از صبح تا شب در حسرت عشق ما بنشیند! مهربانم زیبایم حتی میخواهم خودم باعث باشم اما نه کسی دیگری توانیم زنده بمانیم! آیا میتوانیم مهربانم تو بگو تو ...
خورشید که تو را دید ، دیگر نتابید! چون تو پر نور و تابنده تر است
نگذار کسی بفهمد که آن عشقی که در دلهایمان است از عشق
لیلی و مجنون نیز بالاتر است!
آن حسرتی که از عشق ما در دلهای دیگران به جا می ماند مثل آتشیست که
قلبها را میسوزاند!
عشق ما مقدس است ، نمیخواهم جز خدا کسی عشق ما را ببیند ،
سحرم
بیا در کنارم ، از عشق بگو برایم ، دست بگذار در دستهایم ، آرام بگیر در کنارم!
هیچکس نمیتواند تو را از من بگیرد ، هیچکس نمیتواند عشقمان را کوچک بداند!
من و تو عشقی پاک در قلبمان داریم ، من و تو بدون هم نمی 
وقتی تو باشی ، زندگی برایم زیباست ، عاشقی برایم بامعناست!
وقتی تو باشی ، قلبم بی آرزوست ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی!
وقتی تو نفسم باشی حیاتم باشی ، همدمم باشی ، سرپناهم باشی ، طلوع
آفتاب برایم آغاز یک روز و یک دنیای دیگری است !
مهربانم
تو هستی ، و برای من هستی ، و تا آخر همه هستی ام هستی ،
وقتی تو باشی ، زندگی جاریست و آنوقت است که میدانم و آن وقت است
که میدانم زنده بودن یعنی چی و زندگی کردن یعنی چی
مهربانم سحرم، میتپد قلبم تنها برای تو ، میگذرد
لحظه ها به یاد تو و می ماند برای همیشه یک عشق جاودانه در قلبهایمان!
وقتی تو زندگی من باشی ، باغچه خشک قلبم بهاری میشود ، این دل
از عطر و بوی تو پر از محبت و صفا میشود!
وقتی تو سرپناهم من باشی ، این چشمها برای دیدن تو بی قرار و
بی تاب میشود ، حضور تو و داشتن تو در کنارم تنها آرزویم است !
وقتی تو همدمم باشی ، دیگر تنهایی با من بیگانه میشود ، غم
و غصه های دنیا در قلبم فراری میشوند !
تو باش ، یگانه معبودم باش ، خدای عشقم باش ، دنیا برایم بهشت همیشگی میشود!
وقتی تو باشی ، وقتی تو همه زندگی ام باشی ، این دل فدای قلب مهربانت میشود،
چشمهایم همیشه منتظر دیدن چهره ماهت است!
وقتی تو باشی ، من نیز هستم ، زیرا تو در قلبم هستی !
پس با من باش ای عشق جاودانه ام ،
+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 21:51 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

فرمت : MP3 / کیفیت : 128 KBps 10 Khaab 11 Mane Laanati 13 Parseh 16 Shoomineh
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 15:3 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

پروردگارم ،مهربان من از دوزخ این بهشت رهایی ام بخش! در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ... در هراس دم می زنم در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است من در این بهشت ، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم. "تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی" دردم ، درد "بی کسی" است زیاد!!!!زیاد...کمکم کن...به دادم برس! بزار فراموش کنم این حرفها رو بزار زندگی کنم. خدایا بهم اجازه بده عاشق باشم و عاشق بمونم.... خدایا کمکم کن...خواهش در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نمي آيد اندوهگين و غمزده مي گويم شايد ز روي ناز نمي آيد خدایا کمکم کن 
![]()
خدایا این روز رو نخواسته بودم
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:6 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

خداونداااااا تنها و بی کس در ظلمت و تاریکی خودم 
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

ودر دلتنگی های راه بی پایانم، گام برمی دارم
در حالی که خطاهایم بر دوشم سنگینی می کند
و غیر تو کسی را ندارم، پس به درگاهت آمدم
ای خدا، ببخش بنده ای که عاشقانه تو را می خواند
که امیدوارست هدایتش کنی
قلب و جانم می خواهد به راهت بازگردد
و روحم می خواهد با اشتیاق به سویت پر گشاید
و تنها آرزویش کسب رضایت تو
در روزیست که در درگاهت حاضر می شویم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
كوه كي فرسود و دريا كي كاست؟
خدايا ، اي داننده ي رازها ، شنونده ي آوازها
اي بيننده ي نمازها ، اي پذيرنده ي نيازها
از بنده خطا آيد واز تو عطا
یاری ام کن خداااااااااااااااااااا

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 2:53 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو


خدایا
خدايا،آسمان دل صاف است وآفتابي و جز كبوتري سفيد
وستاره اي نوراني نقشي در قاب معصوم و پاكش جاي نگرفته است
. تنها تويي كه كبوتر زيبايم را از گزند تيرهايي كه در
چله نهاده شده است، در امان خواهي داشت . اين دل دلي
است كه تو آفريده اي و بناي محكم معصوميتش را در
پناه عشق رها ساخته اي . هرگز نيرنگ و ريا وتباهي ها
رابه خود راه نداده است و پاك ومعصوم به عشق پناه برده است .
فرياد رهايي را كه روزگاري پيش شنيدي و دعايي را كه
استجابتش را در امان پاك دل جاي دادي ، همه وهمه در قالب
اين جسم خاكي محبوس گرديده است و انعكاس نورش فضاي
دل يار را پوشانده است .
زنجير مستحكم پيوندشان را پيش از پيش محكم گردان
تقدیم به تو فرشته ی نازم
دوستت دارم دوستت دارم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 22:28 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

در افقی سرد به حجم غرورم و غیرتم به تو می اندیشم می دانم یک شب تلخ خواهم رفت ای کاش باز گردی تا زمانی که نشانی از قلب بیابی
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:46 توسط امید سحرهر شب بهانه ام در انتظار صدای تو

| ||||||